سینما جهان | دانلود فیلم با لینک مستقیم - Part 5




تمام چیزهایی که قبل از دیدن «کرید» باید درباره راکی بدانید

rocki

به گزارش ایران فیلم به نقل از تایم، در فیلم‌های سینمایی رقابت‌های زیادی نیستند که به اندازه رقابت بین راکی بالبوآ (سیلوستر استالونه) و آپولو کرید (کارل ودرز) گذشته‌ای غنی داشته باشند. چهار بار در مجموعه فیلم‌های «راکی»، این دو نفر با هم مواجه شده و از دشمنان خونی به بهترین دوست‌ها بدل شدند. حالا و با توجه به اینکه این مجموعه در قالب فیلم «کرید» احیا ‌شده، وقت خوبی برای نگاه کردن به گذشته این فیلم و مخصوصا ارتباط بین راکی و کرید است. فیلم جدید داستان ظهور آدونیس (مایکل بی. جوردن) پسر آپولو در جهان بوکس را به تصویر می‌کشد. این یادآوری است از رابطه این دو بوکسور، که چند باری هم در «کرید» مورد اشاره قرار می‌گیرد.
ما اولین بار آپولو کرید را در «راکی» می‌بینیم. کرید که آن موقع قهرمان شکست‌نخورده سنگین وزن جهان بود، بعد از اینکه رقیبش در رقابت فیلادلفیا مصدوم می‌شود، باید جایگزینی برای وی پیدا کند. او تصمیم می‌گیرد با راکی بالبوآ رو به رو شود؛ مشت‌زنی چپ‌دست اهل فیلادلفیا که در خیابان‌ها بیشتر به عنوان کسی که پول قرض می‌دهد و سود می‌گیرد شناخته می‌شد تا یک بوکسور. کرید که رقیب خود را به خوبی نمی‌شناسد بدون آمادگی وارد این نبرد می‌شود و فکر می‌کند قرار است یک پیروزی آسان داشته باشد. اما راکی توانایی لازم را دارد و بیشتر از آن که هرکسی انتظارش را می‌کشید در رینگ دوام می‌‌آورد.
او در نهایت با کرید رابطه طولانی‌مدتی خواهد داشت اما نمی‌تواند پیروز میدان شود. وقتی مبارزه به پایان می‌رسد، هر دوی‌شان در گوش هم می‌گویند که نمی‌خواهند یک بار دیگر چنین تجربه‌ای داشته باشند. راکی سر قولش می‌ایستد و بعد از مبارزه که در آغاز فیلم «راکی ۲» دیده می‌شود، اعلام می‌کند که از بوکس کناره‌گیری کرده و با نامزدش آدریان ازدواج می‌کند. اما آپولو نمی‌تواند با از دست دادن راکی کنار بیاید. او ایمیل‌های افرادی را می‌خواند که می‌گویند راکی پیروز حقیقی آن نبرد بود.
بعد از ماه‌ها طفره رفتن، راکی بالاخره قبول می‌کند تا دوباره با کرید مبارزه کند. با توجه به اینکه او یک فرزند در راه دارد، به پول پیروزی در مسابقه نیازمند است اما در عین حال فکر می‌کند می‌تواند این قهرمان را شکست دهد. این دو یک بار دیگر یک نبرد حماسی با هم دارند که حتی از نبرد «راکی» هم بهتر است. یک دلیل بزرگ این امر این است که این فیلم با یکی از دراماتیک‌ترین پایان‌هایی که در تاریخ فیلم‌های ورزشی دیده شده تمام می‌شود؛ در حالی که هر دو مبارز روی زمین رینگ خوابیده‌اند، راکی اولین نفری است که پیش از شمارش داور از روی زمین بلند می‌شود و به این ترتیب کرید را شکست داده و به قهرمان سنگین‌وزن جدید بدل می‌شود. هر دو رینگ را با احترام کامل نسبت به یکدیگر ترک می‌کنند.
در فیلم «راکی ۳»، راکی که هنوز هم قهرمان جهان است باید با بزرگترین چالش خود یعنی کلابر لنگ (مستر تی) رو به رو شود. کنار رینگ هم کرید نشسته که انتظار دارد راکی ترتیب کلابر را سریع بدهد. اما معلوم می‌شود کلابر بیشتر از آنی است که راکی بتواند تحمل کند و مبارزه و در نتیجه عنوان قهرمانی را از دست می‌دهد. بخشی بزرگ از دلیل شکست راکی، غیاب میکی، مدیر برنامه‌های طولانی‌مدتش بود. او پیش از مبارزه درد سینه داشت و وقتی مبارزه به پایان رسید، در حالیکه داشت با راکی حرف می‌زد، جان باخت.
راکی مدیر برنامه‌ها و عنوان قهرمانی‌اش را در یک شب از دست داده بود. اما کرید به نجات او می‌‌آید و به راکی می‌گوید یک بار دیگر با کلابر مسابقه دهد. کرید راکی را به لس‌آنجلس و سالن ورزش قدیمی‌اش می‌آورد تا «چشم ببر» را دوباره به دست آورد. تمرین‌های کرید با راکی متفاوت است و او سرعت و ریتم راکی برای رینگ را می‌سازد.
راکی نشان می‌دهد می‌تواند با کلابر به خوبی مبارزه کند و دوباره عنوان قهرمانی را با پشتیبانی کرید به دست می‌آورد. اما کرید از راکی می‌خواهد لطفی به او بکند و در پایان «راکی ۳»، ما متوجه می‌شویم که این دو قرار است برای بار سوم پشت درهای بسته با هم مبارزه کنند. دوربین و روزنامه‌ای برای گزارش مسابقه در کار نخواهند بود.
در فیلم «راکی ۴»، کرید قبول می‌کند تا یک مبارزه نمایشی با ایوان دراگوی تازه‌کار اهل شوروی داشته باشد. راکی برای این مبارزه کنار کرید است. اما دراگو بیش از حد برای کرید قدرتمند است و راکی می‌خواهد بعد از یک راند مبارزه را متوقف کند. کرید به او این اجازه را نمی‌دهد. در راند دوم وضعیت برای کرید بهتر نمی‌شود و دراگو او را ناک‌اوت می‌کند. کرید به خاطر مشت‌هایی که در نبرد با دراگو می‌خورد، می‌میرد. راکی در مسابقه‌ای در شوروی دراگو را شکست می‌دهد و انتقام دوستش را می‌گیرد.
تصور می‌شد که راکی بعد از مبارزه نهایی‌اش در سال ۲۰۰۶ در فیلادلفیا محو شده باشد اما آدونیس در فیلم «کرید» وارد زندگی او می‌شود. و بخشی جدید از داستان آغاز می‌شود…

نوشته تمام چیزهایی که قبل از دیدن «کرید» باید درباره راکی بدانید اولین بار در سایت ایران فیلم - مرجع دانلود و اخبار سینما پدیدار شد.

 

==>> مشاهده تمام چیزهایی که قبل از دیدن «کرید» باید درباره راکی بدانید . . .

 

برچسب ها :

«جنگ ستارگان: نیرو بیدار می‌شود»؛ فیلمی با سورپرایزهای زیاد

stars war

به گزارش ایران فیلم به نقل از ورایتی،‌ در حالیکه داریم بیشتر و بیشتر به تاریخ اکران فیلم «جنگ ستارگان: نیرو بیدار می‌شود» نزدیک می‌شویم، سرنوشت لوک اسکای‌واکر موضوع اصلی بحث‌های داغ بسیاری از طرفداران این مجموعه فیلم‌های بزرگ بوده است. در حالیکه هریسون فورد و کری فیشر به شدت در پروسه تبلیغ برای فیلم جدید حضور داشته‌اند، مارک همیل به طور عجیبی غایب بوده است.
در مصاحبه‌ای جدید، همیل باز هم به نسبت، در مورد نقش اسکای‌واکر در جدیدترین قسمت فیلم لب‌هایش را بسته نگه داشت. همیل درباره اسکای‌واکر گفت: «مسلما شما او را در دوره‌ای بسیار متفاوت از زندگی‌اش خواهید دید. سورپرایزهای بسیاری در این فیلم وجود دارد. شما عاشقش خواهید شد».
او در ادامه به این نکته اشاره کرد که وقت زیادی را صرف فیلمبرداری صحنه‌های تنها کرده است. همیل گفت: «من را به یاد وقتی انداخت که در زمین‌های نمک تونس بودم. اگر می‌توانستید وارد ذهن خودتان شوید و همه دست اندرکاران فیلم را حذف کنید و به افق خیره شوید، واقعا این احساس به شما دست می‌داد که در کهکشانی دوردست قرار دارید. وقتی در اِسکِلیگ مایکل در ایرلند بودم هم همان موج احساسی برای اتفاق افتاد. انتظارش را نداشتم».
«جنگ ستارگان: نیرو بیدار می‌شود» روز هجدهم دسامبر اکران می‌شود.

نوشته «جنگ ستارگان: نیرو بیدار می‌شود»؛ فیلمی با سورپرایزهای زیاد اولین بار در سایت ایران فیلم - مرجع دانلود و اخبار سینما پدیدار شد.

 

==>> مشاهده «جنگ ستارگان: نیرو بیدار می‌شود»؛ فیلمی با سورپرایزهای زیاد . . .

 

برچسب ها :

تجربه نزدیک به مرگ ایدریس البا سر صحنه فیلمبرداری

Idris Elba

به گزارش ایران فیلم به نقل از گاردین، ایدریس البا ستاره سریال «لوتر» گفت موقع فیلمبرداری و وقتی که پشت یک آبشار در ارتفاع ۳۰ متری در غنا بود، نزدیک بود بمیرد. این بازیگر ۴۳ ساله – که در دو اپیزود ویژه در ماه دسامبر یک بار دیگر در نقش کارآگاه شهر لندن که خیلی از قوانین پیروی نمی‌کند ظاهر خواهد شد – اقرار کرد وقتی پایش روی یک سنگ سر خورد و شاخه‌ای که دستش را به آن گرفته بود شکست، بسیار شانس آورد.
او که در برنامه جاناتان راس کمدین و مجری بریتانیایی، این حادثه که هنگام فیلمبرداری «هیولاهای بی‌وطن» محصول نت‌فلیکس رخ داد را به یاد می‌آورد گفت: «نزدیک بود بمیرم… تصمیم گرفتیم یک صحنه آبشار فیلمبرداری کنیم که تمام سربازهای کودک داشتند پشت یک آبشار بزرگ راه می‌رفتند. کری فوکوناگا کارگردان فیلم تصمیم گرفت آن را واقعی فیلمبرداری کند. ما کنار یک آبشار رفتیم و در صحنه‌ای که داشتیم فیلمبرداری می‌کردیم، شخصیت من ایستاده و دارد عبور کودکان سرباز را تماشا می‌کند. حالا در چنین صحنه‌ای مسئول هماهنگ‌کننده بدل‌کاری می‌گوید همگی گوش کنید، این یک آبشار است، آن هم یک سقوط ۹۰ یا ۱۰۰ فوتی است و آنجا هم زمین خیلی لیز است پس مواظب باشید!»
«من پایم را روی یک سنگ گذاشتم که تا آن‌ها وسایل‌شان را سر هم می‌کنند کمی استراحت کنم و راحت بایستم و این کار را در حالی کردم که همه چیز لیز بود. سر خوردم… دستم را روی یک درخت گذاشتم، البته درخت که نبود یک شاخه بود. شاخه شکست و من عملا حدود شش فوت پایین رفتم و داشتم می‌افتادم که یکی از افراد امنیتی من را گرفت».
البا در ادامه گفت: «اما تجربه بزرگی بود و این دلخراش‌ترین فیلم من بود. کارگردان مالاریا گرفت و زنده ماند و عالی بود چون به کار کردن ادامه داد، پس این فیلم از آن فیلم‌‌ها بود». این بازیگر که معمولا نقش شخصیت‌های سفت و سخت را بازی می‌کند، سوی نرم‌تر خود را هم آشکار کرد و گفت: «من تحمل دیدن زجر کشیدن کودکان را ندارم. وقتی «داستان اسباب‌بازی‌ها» نگاه می‌کنم و شروع به گریه کردن می‌کنم چه برسد به «هیولاهای بی‌وطن»!».
این بازیگر متولد شرق لندن که بعد از نقش‌آفرینی در سریال محبوب آمریکایی «وایر» محصول شبکه اچ‌بی‌او به شهرت بین‌المللی رسید و برای ایفای نقش نلسون ماندلا رهبر آفریقای جنوبی برنده جایزه گلدن گلوب شد، برای دومین بار پدر شده و اسم پسرش وینستون است. او به جاناتان راس گفت: «او با من پسر خیلی خوبی است اما با مادرش پسر خیلی بدی است چون او لوسش می‌کند و من این کار را نمی‌کنم. من آدم سخت‌گیره ماجرا هستم… اتفاقا پدر شیفته‌ای هستم. من هم کمی سر به سرش می‌گذارم اما به دلیلی بیشتر با مادرش شوخی می‌کند».
البا گفت متوازن کردن برنامه کاری شلوغش با پدر بودن می‌تواند کار سختی باشد: «بیشتر مواقع، اگر بتوانم، خانواده‌ام را هم با خودم می‌آورم اما این خیلی سخت است چون من ساعت‌های کاری خیلی طولانی دارم و هرگز آن‌ها را نمی‌بینم و همیشه هم بداخلاق هستم پس فایده‌ای ندارد. واقعا کار سختی است، باید آن را تقسیم کرد».
جان لوتر در فصل چهارم این سریال درام جنایی که روزهای پانزدهم و بیست و دوم ماه دسامبر در دو بخش نشان داده می‌شود، به شبکه بی‌بی‌سی یک بازخواهد گشت.

نوشته تجربه نزدیک به مرگ ایدریس البا سر صحنه فیلمبرداری اولین بار در سایت ایران فیلم - مرجع دانلود و اخبار سینما پدیدار شد.

 

==>> مشاهده تجربه نزدیک به مرگ ایدریس البا سر صحنه فیلمبرداری . . .

 

برچسب ها :

نقش متفاوت جنیفر لارنس در فیلم جدید دیوید او.راسل

Jennifer Lawrence

به گزارش ایران فیلم به نقل از فارس، فیلم سینمایی «جوی» به کارگردانی دیوید او.راسل، داستان پرفراز و نشیب زندگی زنی در طول چهار نسل است که جنیفر لارنس نقش اول آن را به عهده دارد.
او.راسل، «جوی» را براساس داستان واقعی زندگی جوی مانگانو، مخترع و کار‌آفرین نیویورکی را روایت می‌کند که علی‌رغم شکست در زندگی شخصی‌اش با تلاش فراوان می‌تواند به یکی از چهره‌‌های موفق در میان زنان آمریکایی تبدیل شود. او مخترع چوب گردگیری معجزه‌ آمیزی به نام جوی مانگانو است.
این فیلم که تاریخ اکران آن ۲۵ دسامبر اعلام شده است، ابتدا در شهرهای لس‌آنجلس و نیویورک و پس از آن در دیگر شهر‌های ایالات متحده آمریکا و کمی بعد در دیگر کشورهای جهان به نمایش درخواهد آمد.
در این فیلم که محصول کمپانی هالیوودی «فوکس» است و «رابرت دنیرو» در آن در نقش پدر شخصیت «جوی» بازی کرده است.
پیش از این «رابرت دنیرو» در فیلم‌های «کتاب بارقه امید» و «حقه‌ بازی آمریکایی» با «جنیفر لارنس» و «دیوید او.راسل» همکاری کرده است.

نوشته نقش متفاوت جنیفر لارنس در فیلم جدید دیوید او.راسل اولین بار در سایت ایران فیلم - مرجع دانلود و اخبار سینما پدیدار شد.

 

==>> مشاهده نقش متفاوت جنیفر لارنس در فیلم جدید دیوید او.راسل . . .

 

برچسب ها :



ادا و اطوارهای تلویزیونی جانی دپ و شرلوک هلمز!

The Graham Norton Show

به گزارش ایران فیلم به نقل از آنا، برنامه تلویزیونی The Graham Norton Show شبکه بی‌بی‌سی جمعه شب با حضور جانی دپ بازیگر ستاره فیلم‌های «دزدان دریایی کاراییب» و بندیکت کامبربچ بازیگر «بازی تقلید» و مجموعه تلویزیونی «شرلوک» برگزار شد. این دو بازیگر در فیلم «عشای تاریک» که اخیراً روی پرده رفته است، بازی کرده‌اند. به گزارش ورایتی، مجری این برنامه تلویزیونی از فرصت همراهی با دو ستاره هالیوود استفاده کرد تا مهارت‌های بازیگری آنها را به چالش بکشد. گراهام نورتن درباره به بندیکت کامربچ درباره این گفت که هواداران این بازیگر درشبکه‌های اجتماعی اغلب او را با سمور دریایی مقایسه می‌کنند.
بندیکت کامبربچ نیز مهارت‌های بازیگری خود را با تقلید دقیق از چهره و رفتار سمورها به نمایش گذاشت و بعد او و جانی دپ و بالاخره مجری برنامه در چندین موقعیت مختلف جلوی دوربین تقلید از چهره‌های حیات وحش را به نمایش گذاشتند و در نهایت کامبربچ وارد نبرد تن به تن با یک خرس اسباب‌بازی غول‌آسا شد.

نوشته ادا و اطوارهای تلویزیونی جانی دپ و شرلوک هلمز! اولین بار در سایت ایران فیلم - مرجع دانلود و اخبار سینما پدیدار شد.

 

==>> مشاهده ادا و اطوارهای تلویزیونی جانی دپ و شرلوک هلمز! . . .

 

برچسب ها :

جانی دپ و امبر هیرد، یکی از موفق ترین زوج های هنری

به گزارش تیم خبری ایران فیلم

 جانی دپ و همسرش امبر هیرد در موارد زیادی با یکدیگر تفاهم دارند اما مهمترین نکته ای که این زوج را در کنار یکدیگر نگاه میدارد این است که امبر به خوبی احساسات گنگ جانی را درک میکند، این گفته ای است که خود جانی دپ به آن اعتراف کرده است.

دپ در این مورد میگوید:« ما در سطوح بسیار زیادی با یکدیگر ارتباط داریم و خیلی خوب یکدیگر را درک میکنیم اما یک چیز بیش ازهمه مرا تحت تاثیر قرار میدهد و آن این است که او طرفدار بلوز است( نوعی موسیقی جاز).»

در مورد همسرش اینگونه ادامه میدهد:« من باید یک موسیقی بسازم، یک موسیقی قدیمی بلوز. و چیزی که بسیار جالب است این است که امبر میداند من چه میخواهم و این  را درک میکند، او بسیار با سواد است، او همواره حریص مطالعه کردن است، و من همیشه او را در حال مطالعه کردن میبینم، و دیگر این که باید بگویم او واقعا باهوش است»

دپ در ادامه صحبت هایش با خنده ای که بر لبانش نقش بسته است میگوید:« من مرد خوشبختی هستم، هر مردی فرصت داشتن چنین زنی را نخواهد داشت»

آخرین فیلمی که امبر هیرد در آن نقش آفرینی داشته است فیلم The Danish girl  میباشد که در آن نقش نخستین زنی را بازی میکند که در آلمان در سال ۱۹۲۰ توانست اصول جراحی را تجربه کند. دپ در مورد نقش همسرش در این فیلم اظهار خرسندی میکند و میگوید که او بسیار عالی در این فیلم ظاهر شده است.

جانی دپ میگوید:« او به شبیه به چیزی است که من واقعا به آن نیاز دارم، من هیچ گاه نخستین روزی را که او را دیدم از یاد نمیبرم، من همواره هنگامی که در کنار امبر هستم احساس میکنم که در زمان و مکان متفاوتی زندگی میکنم و هر آنچه که میخواهم برایم مهیا است.»

منبع: whosay.com

نوشته جانی دپ و امبر هیرد، یکی از موفق ترین زوج های هنری اولین بار در سایت ایران فیلم - مرجع دانلود و اخبار سینما پدیدار شد.

 

==>> مشاهده جانی دپ و امبر هیرد، یکی از موفق ترین زوج های هنری . . .

 

برچسب ها :

جنیفر لارنس در فیلم Joy در کنار برادلی کوپر و رابرت دنیرو

به گزارش تیم خبری ایران فیلم

جنیفر لارنس در مصاحبه ای که در شب شنبه پیرامون فیلم جدیدش یعنی فیلم Joy  داشت، به این نکته اشاره کرد که زنان باید به عنوان قهرمانانی که هیچ گاه از آنان تشکر نمیشود بزرگ داشته شوند.

دیوید اُ راسل نویسنده و کارگردان این اثر نیز درمورد انتخاب لارنس برای نقش اصلی این فیلم گفت:« در بین دفعاتی که با لارنس همکاری داشته ام این بار میتوان گفت تنها کسی که میشد برای این نقش انتخاب کرد که دیوانه نباشد و بتواند به خوبی از عهده ایفای این نقش بر بیاید لارنس بوده است.»

فیلم Joy  قرار است در تاریخ ۲۵ دسامبر اکران شود.

لارنس بازیگر نقش اصلی فیلمی است که داستان آن در بستری از حقایق موجود در جامعه رخ میدهد. داستان این فیلم داستان مادری است که پس از جدایی از همسرش مجبور میشود به خاطر فرزندانش به تنهایی زندگی کند و راهی بیابد که بتواند زندگی موفقی داشته باشد در حالی که میبایست تنها به زندگیش ادامه دهد.

راسل کارگردان این اثر نیز اظهار میکند که این فیلم نخستین تجربه ی کاری او است که در آن به صورت مستقیم نقش نخست فیلم را برای یک زن مینویسد و بار فیلم را بر دوش یک زن میگذارد.

در این فیلم برادلی کوپر نیز حضور دارد که به عنوان یک فروشنده خانگی فعالیت میکند و در واقع راه بهتر تنها زندگی کردن را به لارنس می آموزد.

کوپر در مورد نقشی که در این فیلم پذیرفته است میگوید:« هنگامی که راسل با من تماس گرفت و از شروع یک فیلم جدید صحبت کرد من به طور خود کار قبول کردم و فکر زیادی برای پذیرفتن این نقش نکردم ، هر چند باید اعتراف کنم این بار هم مانند دفعات قبل نقشی که تصورش را داشتم به من ندادند»

از دیگر ستارگانی که در این فیلم هنر نمایی کرده اند میتوان به رابرت دنیرو اشاره کرد که در نقش پدر جنیفر لارنس ایفای نقش میکند. دنیرو در مصاحبه ای که در حضور مردم برگزار کرد گفت :« من خوشحال هستم از این که باز هم فرصت همکاری با راسل را دارم، و همچنین فکر کنم اشتباهی رخ داده است، و در واقع لارنس باید نقش مادر من را بازی میکرد نه این که من پدر او باشم» در حالی که حضار به این حرف دانیرو میخندیدند لارنس بیان کرد که این فیلم ساخته ی هنرمندانه ای است و نباید آن را با شوخی های بی اهمیت خراب کنیم.

منبع: variety.com

نوشته جنیفر لارنس در فیلم Joy در کنار برادلی کوپر و رابرت دنیرو اولین بار در سایت ایران فیلم - مرجع دانلود و اخبار سینما پدیدار شد.

 

==>> مشاهده جنیفر لارنس در فیلم Joy در کنار برادلی کوپر و رابرت دنیرو . . .

 

برچسب ها :

آقای اژدها ۷۵ ساله شد!

brosli

بروس لی ۲۷ نوامبر ۱۹۴۰ در خانواده‌ای هنرمند به دنیا آمد. پدرش هو چوئن لی، خواننده‌ اوپرای کلاسیک چینی ایالت کانتون و مادرش گریس لی یک دورگه‌ چینی ـ آلمانی بود. پدر بروس لی، زمانی که همسرش باردار بود، باید با گروه اوپرایی که عضو آن بود در سواحل غربی ایالات متحده آمریکا کنسرت‌های متعددی برگزار می‌کرد. بنابراین او در این سفر همسر باردار و سه فرزند دیگر خود را نیز همراه برد.
بروس لی در جریان همین سفر در بیمارستانی در محله‌ چینی‌های سانفرانسیسکو زاده شد. این رویداد باعث شد او از همان آغاز از تابعیت دوگانه‌ آمریکایی و چینی برخوردار شود. بروس نام کوچک یک پزشک آمریکایی بود که در بیمارستان سانفرانسیسکو به مادر بروس لی برای زایمان کمک کرد و مادر بروس لی برای قدردانی، این نام آمریکایی را برای فرزند خود برگزید. بروس لی یک نام چینی هم داشت که معنی آن ققنوس کوچک بود، ولی از آنجا که سال ۱۹۴۰ در تقویم چینی سال اژدها بود، بعدها بروس لی را در محیط خانوادگی اژدهای کوچک می‌نامیدند. نام اژدها بعدها الهام‌بخش عنوان فیلم‌های او بود.
خانواده‌ بروس لی سه ماه پس از تولد او به هنگ‌کنگ بازگشت. آن زمان مصادف بود با جنگ جهانی دوم و هنگ‌کنگ به اشغال ژاپنی‌ها درآمده بود. بعدها با شکست و تسلیم ژاپن، هنگ‌کنگ از چین جدا شد و تحت تسلط بریتانیا قرار گرفت. دوره‌ی خردسالی بروس لی در چنین فضای سخت و آشفته‌ای گذشت. با این همه، وضع مالی خانواده‌ی او بد نبود. به دلیل فعالیت‌های هنری پدر بروس لی، پای او هم از همان کودکی به فعالیت‌های هنری کشیده شد. شش ساله بود که در فیلمی ایفای نقش کرد و بعدها با چند فیلم دیگر به عنوان هنرمند خردسال از خود شایستگی نشان داد.

دوره‌ نوجوانی او با تلاطمات زیادی همراه بود. هنگ‌کنگ شهر آشفته‌ای بود که در آن بی‌قانونی موج می‌زد. این شهر به محلات گوناگونی تقسیم شده بود و در هر محله جوانان شرور باندهایی تشکیل داده بودند. زدوخوردهای خیابانی با چماق و زنجیر و چاقو از ویژگی‌های این باندها بود و حتی گاهی قربانی می‌گرفت. پای بروس لی از ۱۳ سالگی به این باندها باز شد، اما او به‌رغم شهامت و انرژی فوق‌العاده خیلی زود دریافت که برای بقا در چنین جنگلی از نظر جسمی بسیار ناتوان است. پدر بروس لی گاهی او را با خود به کلاس تای چی چوآن می‌برد که ورزشی کهن با سابقه‌ ۱۵۰۰ ساله است و ویژگی آن پرورش روح و جسم با حرکاتی موزون و هماهنگ است. ولی این‌ها بروس لی را راضی نمی‌کرد و او هنوز به دنبال گمشده‌‌ای می‌گشت.
سرانجام با موافقت مادرش او را در مدرسه‌ هنرهای رزمی استاد ییپ من ثبت نام کردند. او به شاگردان خود وینگ چون کونگ فو می‌آموخت. بروس لی دیگر گمشده‌ خود را بازیافته بود. او با پیگیری و تعصب عجیبی به آموختن هنر رزمی پرداخت و می‌توان گفت که از آن پس همه‌ زندگی خود را وقف آن کرد. در کنار کونگ فو رشته‌ دیگری نیز برای بروس لی جاذبه داشت و آن رقص بود که بروس لی در آن موفقیت زیادی داشت. شاید شمار اندکی بدانند که او در هفده سالگی قهرمان رقص چاچاچا در هنگ‌کنگ شد،ُ اما هیچ کدام از این فعالیت‌ها روح سرکش بروس لی را رام نکرد و باعث دور شدن او از محیط خطرناک خیابان‌های هنگ‌کنگ نشد.
سال ۱۹۵۸ دو باندی که بر سر تسلط بر منطقه‌ای اختلاف داشتند، قرار گذاشتند بهترین مبارز خود را روانه‌ پیکاری تن به تن کنند و هر کس پیروز شد، باند او بر آن منطقه تسلط داشته باشد. این مبارزه قرار بود بر بام یک ساختمان متروک ۵ طبقه صورت گیرد، ولی قرار وحشتناک‌تر این بود که برنده‌ این مبارزه حق داشت در پایان بازنده را از بام به پایین پرتاب کند. بروس لی به نمایندگی از طرف باند خود به این نبرد فرستاده شد. حریف قلدر او مبارزی سخت و نیرومند بود، ولی نتیجه‌ این پیکار خیلی زود آشکار شد و حریف بروس لی در حالی نقش زمین شد که استخوان‌های هر دو ساعد و یک ران او شکسته بود، اما بروس لی به جای اینکه او را از بام به زیر افکند به دوستانش خبر داد او را هر چه زودتر به بیمارستان برسانند.
این مبارزه پیامدهای قضایی داشت. شامگاه همان روز پلیس هنگ‌کنگ به خانه‌ لی مراجعه کرد و اگر تعهد کتبی پدر بروس لی برای جلوگیری از تکرار حوادثی مشابه نبود، بروس لی را به زندان برده بودند. به تشخیص والدین بروس لی، هنگ‌کنگ دیگر جای مناسبی برای فرزندشان نبود. داشتن گذرنامه‌ آمریکایی دریچه‌ای به روی والدین می‌گشود. آنان فرزند سرکش خود را در ۳ دسامبر ۱۹۵۸ با کشتی روانه‌ زادگاهش در آمریکا کردند. همه‌ دارایی او در این سفر ۱۰۰ دلار آمریکایی بود.
بروس لی در سانفرانسیسکو نزد یکی از دوستان پدرش اقامت گزید و با تدریس رقص درآمد ناچیزی داشت. پس از مدتی به امید یافتن کاری بهتر روانه‌ سیاتل شد. در آنجا در کالج ادیسون در رشته‌ فلسفه و تاریخ ثبت‌نام کرد. مانند بیشتر جوانان مهاجر چینی عصرها در رستورانی گارسونی می‌کرد و روزها درس می‌خواند. به موازات آن همه‌ وقت آزاد خود را صرف تمرینات پیگیرانه‌ خود در کونگ فو می‌کرد.
یک سال پس از ورود به آمریکا بروس لی شروع به تدریس ورزش رزمی کرد. او برای این کار در آغاز محلی نداشت و شاگردان خود را در پارکینگ‌ها آموزش می‌داد. تا آن زمان استادان چینی هرگز کونگ فو به غیرچینی‌ها آموزش نداده بودند، ولی بروس لی از این سنت گسست، زیرا برای او در ورزش رزمی مرزهای ملی معنایی نداشت. همین باعث شد که محافل چینی آمریکا او را تهدید کنند. سرانجام قرار بر این شد که چینی‌های آمریکا بهترین مبارز خود را به پیکار بروس لی گسیل کنند و اگر نتیجه‌ این مسابقه پیروزی حریف بروس لی باشد، او دیگر هرگز کونگ فو به غیرچینی‌ها آموزش ندهد و در غیر این صورت بتواند این کار را بکند. نتیجه‌ این پیکار خیلی زود آشکار شد و حریف بروس لی شکست سختی خورد. چینی‌ها دیگر از آن پس هرگز مزاحم بروس لی نشدند. در همین ایام بود که بروس لی اندک اندک از سبک‌های سنتی ورزش‌های رزمی ‌گسست و سبک ویژه‌ خود به نام جیت کان دو را ابداع کرد و تکامل بخشید. در همین دوره بود که او با یکی از شاگردان خود که دختری آمریکایی به نام لیندا امری بود دوست شد و آن دو پس از مدتی زندگی مشترک ساده و محقری را آغاز کردند. درآمد بروس لی از محل تدریس کونگ فو کفایت نمی‌کرد. بنابراین کلاس دیگری برای آموزش کونگ فو گشود و مسوولیت آن را به یکی از شاگردانش سپرد. اینها بروس لی را راضی نمی‌کرد و او رویاهای بلندپروازانه‌ای در سر داشت.
از آنجا که در استعداد هنرپیشگی خود تردید نداشت، تصمیم گرفته بود روزی کارخانه‌ رویاسازی هالیوود را تسخیر کند. ‌اگر چه هالیوود در آن زمان برای یک جوان آسیایی آرزویی دست نیافتنی به شمار می‌رفت، ولی همه‌ نگاه بروس لی متوجه فیلم و دنیای سینما بود. تمام نقش‌هایی که آسیایی‌های شرق دور تا آن زمان در فیلم‌های هالیوودی بازی کرده بودند، از نقش کوچکی به عنوان خدمتکار یا گارسون یا دربان و در بهترین حالت جنگجویان و سربازان ژاپنی فراتر نرفته بود، ولی بروس لی می‌خواست این وضعیت را دگرگون کند.
شانس نیز اندکی به یاری او آمد. شخصی به نام اد پارکر که استاد کاراته در آکادمی‌های پلیس بود و چند تن از هنرپیشگان هالیوود مانند فرانک سیناترا و وارن بیتی را نیز آموزش می‌داد، یک سری مسابقات به همراه نمایش ورزش کاراته در لانگ بیچ ترتیب داده بود و از بروس لی نیز دعوت کرد سبک خود را در آنجا نمایش دهد. این رویداد از آن جهت اهمیت داشت که از کل مراسم فیلمبرداری می‌شد. بروس لی در آن مراسم نمایش باشکوهی از توانایی‌های رزمی خود ارائه کرد. یکی از نقاط اوج این نمایش ضربه مشت او بود که به مشت یک اینچی معروف است. بروس لی در این تکنیک مشت خود را در یک اینچی بدن حریف می‌گیرد و سپس با ضربه‌ای محکم او را نقش زمین می‌سازد. این ضربه با اعجاب و تحسین حاضران در ورزشگاه روبرو شده بود.
چندی بعد هنگامی که فیلمسازان کمپانی فوکس قرن بیستم برای تهیه‌ یک سریال تلویزیونی به نام »زنبور سبز» دنبال نقش کوچکی برای یک رزمی‌کار آسیایی می‌گردند، ویلیام دوژر کارگردان تلویزیون، فیلم آن مراسم را برای آنان نمایش می‌دهد و بروس لی را برای آن نقش توصیه می‌کند. توانایی‌های رزمی بروس لی برای آنان چنان اعجاب‌آور است که فیلمنامه‌ سریال تلویزیونی را بازنویسی می‌کنند و نقش بیشتری برای بروس لی در نظر می‌گیرند. با این همه بروس لی در این سریال تلویزیونی که ۳۰ قسمت آن ضبط و پخش می‌شود، فقط نقش دستیار و راننده‌ قهرمان اصلی فیلم را دارد. سرعت ضربات او در این سریال به گونه‌ای است که فیلمسازان ناچار می‌شوند آنها را با دور آهسته‌تر برای تماشاگران نمایش دهند. نکته‌ دیگر اینکه درآمد بروس لی در این سریال تلویزیونی فقط هفته‌ای ۲۵۰ دلار است که البته برای او و همسرش در آن زمان پول هنگفتی به شمار می‌رفت. در سال ۱۹۶۵ اولین فرزند بروس و لیندا که برندون نام دارد متولد می‌شود.
بروس لی بعدها در برخی دیگر از سریال‌های تلویزیونی آمریکایی مانند »ایرون‌ساید»، »بت‌من» و »لانگ استریت» و نیز در فیلمی سینمایی به نام »مارلو» با شرکت جیمز گارنر نقش‌های کوچکی برعهده می‌گیرد. پای او در این میان به محافل هنری هالیوود باز شده و آوازه‌ او باعث شده که هنرپیشگان نامداری چون استیو مک‌کوئین، جیمز کابرن، جیمز گارنر و لی ماروین به جرگه‌ شاگردان او بپیوندند. بروس لی هنوز به آنچه خود را شایسته آن می‌داند دست نیافته است. دیوارهای هالیوود برای پذیرش هنرپیشه‌ای با ظاهری آسیایی بلندتر از آن است که او فکر می‌کرد. بنابراین او راه دیگری برمی‌گزیند.
در سال ۱۹۶۸ یک فرستنده‌ تلویزیونی از بروس لی دعوت می‌کند هنر رزمی خود را نمایش دهد. این فرصتی بی‌نظیر برای بروس لی است، چرا که این برنامه از تلویزیون پخش می‌شود و میلیون‌ها تماشاگر دارد. بروس لی در حرکاتی زیبا همزمان قدرت تندر و سرعت آذرخش را به نمایش می‌گذارد. در برابر چشمان حیرت‌زده‌ی میلیون‌ها تماشاگر تلویزیون پنج تخته‌ی چوبی را که قطر هر یک ۳ سانتیمتر است با یک ضربه‌درهم می‌شکند. خوش‌شانسی بروس لی در آنجاست که ریموند چو، فیلمساز معروف هنگ‌کنگی یکی از تماشاگران آن برنامه‌ی تلویزیونی است.
همان شب تلفن خانه‌ بروس لی زنگ می‌زند. آن طرف ریموند چو است که به بروس لی پیشنهاد می‌کند به هنگ‌کنگ بازگردد و نقش اصلی فیلم بعدی او به نام »رییس بزرگ» را بر عهده بگیرد. ریموند چو به بروس لی برای بازی در این فیلم دستمزدی ۱۵۰ هزار دلاری پیشنهاد می‌کند. دیگر جای درنگ نیست. هالیوود به بروس لی بی‌اعتنایی کرده بود و اینک زمان آن رسیده بود که او به عنوان فرزند گمشده‌ی هنگ‌کنگ به سرزمین پدری بازگردد و سینمای آنجا را فتح کند.
فیلم »رییس بزرگ» سال ۱۹۷۱ در دهکده‌ای در تایلند فیلمبردای می‌شود. این فیلم رکورد همه‌ فیلم‌های هنگ‌کنگی تا آن زمان را می‌شکند. در دو هفته‌ نخست نمایش این فیلم در هنگ‌کنگ، یک میلیون و ۲۵۰ هزار تماشاگر از آن دیدن می‌کنند و بیش از یک میلیون دلار بلیت فروخته می‌شود. پس از سال‌ها تلاش، ستاره‌ هنری بروس لی شروع به درخشش کرده است، البته نه در آسمان غرب، بلکه در آسمان شرق.
با این موفقیت، کمپانی گلدن هاروست به سرعت دست به کار تهیه‌ دومین فیلم بروس لی می‌شود. عنوان این فیلم »مشت خشم» (در ایران: خشم اژدها) است. نقش دیگر این فیلم را به نورا میائو، ستاره‌ زیبای هنگ‌کنگی می‌دهند. موضوع فیلم بر سر اشغال چین توسط نیروهای ژاپنی و جنبش مقاومت علیه این اشغالگری است. این فیلم احساسات میهن‌دوستانه‌ چینی‌ها را تحریک می‌کند. هنر بازیگری بروس لی در این فیلم چشمگیر است. منتقدان آمریکایی در همان زمان می‌نویسند که بروس لی از هر لحاظ در اندازه‌های هنری یک بازیگر هالیوود است. »مشت خشم» به موفقیت‌های تازه‌تری دست می‌یابد و رکورد نخستین فیلم بروس لی را هم می‌شکند. جوانان خاور دور بت خود را یافته‌اند و او را جیمز دین شرق می‌دانند.
بروس لی پس از موفقیت این فیلم با شراکت ریموند چو یک شرکت فیلمسازی به نام »کنکورد» تاسیس می‌کند. در سومین فیلم به نام »راه اژدها» که در ایتالیا فیلمبرداری شده است، بروس لی نه تنها کارگردانی و نقش اول فیلم را برعهده دارد، بلکه فیلمنامه را هم خود او نوشته است. در صحنه‌های آخر فیلم در ویرانه‌های با شکوه کولوسئوم رم، پیکاری صورت می‌گیرد که آن را در جهان ورزش‌های رزمی نبرد قرن خوانده‌اند، یعنی صحنه‌ای که بروس لی با چاک نوریس، قهرمان وقت کاراته‌ آمریکا دست و پنجه نرم می‌کند. این صحنه رویارویی دو غول ورزش‌های رزمی و همزمان دو مکتب و سبک هنر رزمی را به نمایش می‌گذارد. »راه اژدها» همه‌ رکوردهای فیلم‌های هنگ‌کنگی را می‌شکند و در چند هفته‌ نخست نمایش نزدیک ۳ میلیون دلار فروش دارد.
بروس لی با فیلم »راه اژدها» به یک سوپراستار فراروییده است. هالیوود دیگر نمی‌تواند او را انکار و به او بی‌اعتنایی کند. کمپانی فیلمسازی برادران وارنر بی‌درنگ به سراغ بروس لی می‌رود و به او پیشنهاد می‌کند نقش اول فیلمی به نام »اژدها وارد می‌شود» را بر عهده گیرد. رابرت کلوز، فیلمساز آمریکایی کارگردانی این فیلم را برعهده دارد و جان ساکسون، هنرپیشه‌ هالیوود نقش دوم فیلم را ایفا می‌کند.
فیلمبرداری این فیلم آوریل سال ۱۹۷۲ آغاز می‌شود. کارگردانی همه‌ صحنه‌های رزمی فیلم بر عهده‌ شخص بروس لی است، اما انتظارات او بیش از اینهاست. او خواهان کناره‌گیری فیلمنامه‌نویس می‌شود، زیرا معتقد است که او توانایی لازم را ندارد. تهیه‌کنندگان فیلم چاره‌ای جز پذیرش درخواست بروس لی ندارند، ولی آنان بعدا اذعان می‌کنند که این بهترین فیلمی است که تا آن زمان تهیه کرده‌اند. این فیلم فقط در عرض چند هفته‌ نخست نزدیک ۵ میلیون دلار در آمریکا فروش دارد و بعدها فروش آن از مرز ۲۰ میلیون دلار می‌گذرد. این فیلم در هنگ‌کنگ نیز ۵ میلیون دلار فروش داشت.
»اژدها وارد می‌شود» نه تنها نخستین فیلم هالیوود درباره‌ هنرهای رزمی است، بلکه بهترین و موفق‌ترین فیلم در این زمینه در سراسر جهان است. صحنه‌ پایانی این فیلم در اتاق آینه‌ها، الهام‌گرفته از یکی از فیلم‌های معروف اورسن ولز به نام »بانویی از شانگهای» است. فیلم »اژدها وارد می‌شود» فقط تماشاگران فیلم‌های رزمی را در آمریکا و اروپا به تحسین وانداشت، بلکه همچنین با استقبال بی‌نظیر تماشاگران خاوردور و سراسر جهان روبرو شد. با این فیلم بروس لی در سراسر جهان به یک ابرستاره تبدیل شد و بعدها در پیاده‌رو شهرت هالیوود ستاره‌ای را به خود اختصاص داد. نام این فیلم در سال ۲۰۰۴ وارد فهرست ملی ثبت فیلم آمریکا شد.
»اژدها وارد می‌شود» و دیگر فیلم‌های بروس لی باعث شهرت و محبوبیت ورزش‌های رزمی در سراسر جهان شد و انبوهی از جوانان در کشورهای مختلف و از جمله ایران به این‌گونه ورزش‌ها روی آوردند. آکادمی کاراته‌ ایران که در اوایل دهه‌ ۵۰ خورشیدی (اوایل دهه‌ ۷۰ میلادی) در تهران فعالیت محدود و اعضای کم‌شماری داشت، با موجی از اعضای جدید روبرو شد که خواهان فراگیری ورزش رزمی بودند. این امر به اعتلای ورزش‌های رزمی در سراسر ایران انجامید و آن را از ورزشی در محفلی نسبتا کوچک به رشته‌ ورزشی محبوبی در میان مردم تبدیل کرد. این را باید در وهله‌ نخست مدیون بروس لی و نمایش توانایی‌های او از طریق فیلم‌هایش دانست.
بخش بزرگی از شهرت زمانی به سراغ بروس لی آمد که او دیگر زنده نبود. چند هفته پیش از اولین اکران فیلم »اژدها وارد می‌شود» بروس لی با مرگی نابهنگام و تراژیک چشم از جهان فروبست. در پوسترهای تبلیغاتی این فیلم در توصیف این نابغه‌ هنرهای رزمی جمله‌ای به چشم می‌خورد که شاید به بهترین نحوی توانایی فوق‌العاده‌ او را توصیف می‌کرد: »به سرعت گزیدن افعی و به مرگباری زهرش»!

بروس لی، سنتز نبوغ‌آسای ورزش‌های رزمی در جامعیت استادانه و هنرمندانه‌ آن بود. او قالب‌های سنتی ورزش‌های رزمی را درهم شکست و طرحی نو به نام جیت کان دو درانداخت که می‌توان آن را سبک فاقد سبک نامید.
شامگاه ۲۰ ژوئیه‌ سال ۱۹۷۳ آمبولانسی آژیرکشان در خیابان‌های هنگ‌کنگ به سوی بیمارستان ملکه الیزابت می‌شتافت. در بیمارستان چند پزشک و پرستار، مرد جوانی را که روی برانکارد بیهوش بود، به سرعت به بخش کمک‌های اضطراری منتقل کردند. در راهروی بیمارستان تنی چند منتظر بودند که در میان آنان از جمله ریموند چو، فیلمساز معروف هنگ‌کنگی به چشم می‌خورد. پس از یک ساعت و نیم تلاش پزشکان، یکی از آنان از اتاقی بیرون می‌آید و به سوی ریموند چو می‌رود و آهسته به او چیزی می‌گوید. لحظه‌ای بعد ریموند چو از بیمارستان خارج می‌شود و رو به ده‌ها خبرنگاری که آنجا اجتماع کرده‌اند می‌گوید: »بروس لی برای همیشه ما را ترک کرد».
درباره‌ مرگ بروس لی شایعه‌های فراوانی وجود دارد. برخی حتی معتقدند او را مسموم کرده‌اند، اما در روایت رسمی پزشکی، علت مرگ او را واکنش آلرژیک بدن به دارویی مسکن ذکر کرده‌اند که به تورم مغزی و بیهوشی و نهایتا مرگ انجامیده است.
بدین‌سان کتاب زندگی مردی بسته می‌شود که جهان او را به نام »اژدهای کوچک» و استاد هنرهای رزمی و همزمان ابرستاره‌ سینما می‌شناخت؛ مردی که با نبوغ خود در ورزش‌های رزمی انقلابی برپا کرد. زمانی روزنامه‌نگاری درباره‌ی او نوشته بود: »بروس لی نیز در ۳۲ سالگی به همان اشتهاری در جهان دست یافت که اسکندر کبیر در ۳۲ سالگی دست یافته بود. با این تفاوت که اسکندر بدین‌منظور به سپاهی عظیم نیازمند بود، ولی بروس لی فقط اراده‌ای پولادین داشت».
به راستی بروس لی که بود و چه ویژگی‌هایی داشت که از چنین آوازه‌ای برخوردار شد؟ چرا هیچ ستاره‌ رزمی‌کاری بعدها نتوانست به جایگاه او دست یابد؟ برای پاسخ به این پرسش بد نیست اندکی با فلسفه‌ی او از هنرهای رزمی آشنا شویم.
جهان ورزش‌های رزمی ستارگان بزرگی به خود دیده است، ولی هیچ یک موفق نشده‌اند به آوازه و محبوبیت بروس لی دست یابند. بی‌تردید یکی از علت‌های این پدیده را باید در نوآوری‌ها و سبک کار بروس لی جستجو کرد. گفته‌اند که نابغه از هیچ قانونی پیروی نمی‌کند، چرا که خود قانونگذار است. بروس لی برای ورزش‌های رزمی قوانین تازه‌ای بر پا کرد، قوانینی که به انقلابی انجامید. او خود به چنین انقلابی واقف بود و از این رو با اعتماد به نفس در برابر فشارها ایستاد، همه‌ سنت‌ها را درنوردید و راه تازه‌ای در ورزش‌های رزمی گشود. او برای سبک خود نام جیت کان دو را برگزید که در واقع طرحی اساسی برای هنر دفاع از خود و معنای آن در چینی چیزی معادل روش مهار مشت است.
جیت کان دو شکل عالی تکامل یافته‌ هنر رزمی است که او در مکتب استاد خود، ییپ من در هنگ‌کنگ آموخته بود. این استاد به بروس لی جوان همه‌ دانستنی‌های خود از ورزش‌ رزمی کونگ فو را آموخته بود، اما بروس لی کسی نبود که فقط بخواهد به سطح استاد خود برسد. این‌گونه قالب‌ها برای بروس لی تنگ بود و می‌خواست همه‌ آنها را درهم شکند. بروس لی یک کمال‌گرای تمام عیار بود و از این رو بعدها طرحی نو درانداخت. با این همه باید گفت که جیت کان دو سبک دیگری در کنار دیگر سبک‌های رزمی اعم از کاراته یا کونگ فو یا حتی مشت‌زنی نبود. سبک بروس لی، سنتزی از همه‌ی ورزش‌های رزمی و جامعیت آفریننده‌ آنها بود. یا اگر بخواهیم آن را دقیق‌تر و به زبان خود بروس لی بیان کنیم: سبک فاقد سبک!
بروس لی در صحنه‌ای از آخرین فیلم‌اش به نام »اژدها وارد می‌شود»، در برابر این پرسش یک مدعی که می‌پرسد سبک تو چیست، به این موضوع اشاره‌ کوتاهی می‌کند و پاسخ می‌دهد: »رزم بدون رزمیدن»! این به معنای روال و روشی در رزم است که از پیش هیچ سبکی را برای خود مقرر نمی‌کند، شیوه‌ پیکار را جزم نمی‌انگارد و خود را به آن مقید نمی‌داند. یعنی در رزم همواره باز و منعطف بودن و از همه‌ تکنیک‌ها و ضرباتی استفاده کردن که بتواند موثر باشد و حریف را از کار بیندازد. این اوج عقلانیت در هنر رزمی مدرن است. یعنی تنها هدف رزم، ناتوان کردن حریف و مآلا واداشتن او به تسلیم است و نه چیز دیگر.
ببینیم خود بروس لی در این زمینه چه می‌گوید. او به فشرده‌ترین ولی نافذترین صورت، فلسفه‌ خود از هنرهای رزمی را در این عبارات بیان می‌کند: »ذهن‌ات را تخلیه کن. مانند آب باش و ترکیب و شکل خاصی به خود نگیر. اگر آب را در فنجان بریزی، به شکل فنجان درمی‌آید. اگر آب را در بطری بریزی، به شکل بطری درمی‌آید. اگر آب را در قوری بریزی، به شکل قوری درمی‌آید. آب می‌تواند جریان یابد، یا ویران کند. اگر با مشت یا لگد، ضربه‌ای به آب بزنی، می‌بینی که چگونه منعطف باقی می‌ماند. اگر بخواهی آب را در مشت بگیری، می‌بینی که از لای انگشتان دست تو راه خود را به بیرون می‌گشاید. چیزی که مانند آب منعطف است، هرگز نمی‌شکند. پس مانند آب باش دوست من!».
آب برای بروس لی به عنوان یکی از عناصر بنیادین طبیعت، فقط نماد انطباق‌پذیری و تسخیرناپذیری نیست، بلکه بیانگر مداومت و قدرتی است که حتی می‌تواند سنگ‌ها را از درون تهی و نهایتا ویران کند. از این‌رو برای بروس لی، رزمی‌کار خوب کسی نیست که تنها به اصول و قواعد و تکنیک‌های ورزش‌های رزمی مسلط و وفادار باشد، بلکه کسی است که بیش از همه قابلیت انطباق دارد و خود را با حریف و شرایط مبارزه به بهترین نحوی تطبیق می‌دهد.
بروس لی سال ۱۹۶۵ در نامه‌ای به یکی از دوستانش می‌نویسد: »در هنر کونگ فو سه مرحله وجود دارد: مرحله‌ اول، مرحله‌ ابتدایی است که شناختی از هنر رزمیدن وجود ندارد. هر کس از این مرحله فراتر نرود، صرفا به طور غریزی عمل می‌کند، یعنی به طور غریزی حملات را دفع می‌کند یا ضربه می‌زند. این مرحله بی‌تردید مرحله‌ غیرعلمی است. مرحله‌ دوم، مرحله‌ نفوذ فکری به سپهر فلسفه‌ کونگ فو است، یعنی مرحله‌ای که در آن ابزارهای دفاع و حمله، ایستادن درست، نفسگیری صحیح و تامل و اندیشیدن آموخته می‌شود. این مرحله بی‌تردید مرحله‌ای علمی است، ولی متاسفانه آزادی و فردیت رزمی‌کار در آن از دست می‌رود، چرا که ذهن رزمی‌کار شروع به محاسبه و تحلیل حرکت‌های گوناگون می‌کند و بدتر از همه اینکه این فعالیت فکری، رزمی‌کار را از معنای پیکار و واقعیت دور می‌سازد. مرحله‌ سوم که من آن را مرحله‌ خودانگیختگی می‌نامم، پس از سال‌ها تمرین و ممارست به دست می‌آید و رزمی‌کار به این شناخت دست می‌یابد که کونگ فو یک مذهب نیست و نباید و نمی‌توان سبک خود را به حریف دیکته کرد، بلکه باید مانند آب منعطف بود و خود را با حریف تطبیق داد. در این مرحله است که همه سبک‌های رزم، به یک حداقل فروکاسته می‌شوند و تدریجا رنگ می‌بازند و جای آن را انعطاف و سبکی و سادگی می‌گیرد. بدین‌سان زنجیرها از دست و پای رزمی‌کار گسسته و او آزاد می‌شود تا شخصیت رزمی خود را متجلی سازد».
بدین‌سان هنر رزمی هنگامی به کمال خود می‌رسد که از دو مرحله‌ غریزی و سپس فکری به مرحله‌ حسی ارتقا یافته باشد. در این مرحله است که حرکات رزمی‌کار کاملا خودانگیخته صورت می‌پذیرد. بیهوده نیست که بروس لی در صحنه‌ای از فیلم »اژدها وارد می‌شود» در آموزش به شاگرد جوان خود تاکید می‌کند که او هنگام استفاده از تکنیک معینی به جای فکر کردن می‌باید حس کند. بیهوده نیست که او در یکی از بخش‌های سریال تلویزیونی »لانگ استریت» به مرد نابینایی می‌آموزد که اگر موفق شود دیگر حواس خود را درست به خدمت گیرد، برای پیکار به قدرت بینایی نیازی ندارد و حتی می‌تواند بر حریف بینای خود غلبه کند. این، گذر از دو مرحله‌ نخستین به مرحله‌ سوم، در فلسفه‌ رزمی بروس لی یعنی همان جیت کان دو است.
بر این پایه می‌توان جیت کان دو را راه و روشی از مبارزه دانست که همه‌ی سبک‌های رزمی را در هم ادغام می‌کند تا نهایتا عصاره‌ آنها را با ویژگی‌ها و شخصیت رزمی‌کاری که آن را به کار می‌گیرد منطبق سازد؛ درست همانند زرهی که آن را مناسب قد و قواره‌ مبارزی می‌دوزند تا با آن به بهترین نحوی آزادی‌عمل و قدرت رزمی او را ارتقا بخشند. برای بروس لی هدف مبارزه این نیست که به فرمی خاص تمکین کند و آن را از قوه به فعل درآورد؛ هدف مبارزه در وهله‌ نخست پیروزی بر حریف است. بزرگ‌ترین تفاوت جیت کان دو با دیگر ورزش‌های سنتی رزمی در آن است که انفعال و انتظار در آن مطلقا جایی ندارد. جیت کان دو فقط تهاجمی است. معنی این سخن آن نیست که در آن تکنیک‌های دفاعی وجود ندارد، بلکه این است که بروس لی در هر حرکت دفاعی، همزمان نوعی حمله را می‌بیند و هر تکنیک دفاعی برای او مقدمه‌ای برای تفسیری تهاجمی است که در فرجام خود به یک حمله می‌انجامد. خود بروس لی ویژگی جیت کان دو را در سه عنصر بنیادین خلاصه می‌کند: تاثیرگذاری، خودانگیختگی و سادگی.
بروس لی می‌گفت: »سبک من هیچ رازی ندارد. حرکات من ساده‌اند، مستقیم و غیرکلاسیک. آنچه این حرکات را فوق‌العاده می‌کند، سادگی آنهاست. در همه‌ تمرین‌ها چنین است. هیچ تصنعی در آنها وجود ندارد. من همواره اعتقاد داشتم که چالاکی و سبکی و نرمش، بهترین روش است. جیت کان دو ساده و بیان مستقیم احساس یک رزمی‌کار با حداقل صرف حرکت و نیروست. شما هر اندازه بیشتر خود را به سبک خاصی مقید کنید، ناچارید بیشتر شخصیت رزمی خود را فدا کنید».
بروس لی می‌افزاید: »ما در مبارزه‌ واقعی با یک جنازه طرف نیستیم. حریف ما زنده و سر حال و دائم در جنبش است. او هدفی است که در یک جا نمی‌ماند، بلکه منعطف و کاملا هوشیار است. حریف را باید کاملا واقع‌بینانه در نظر گرفت و نه مانند یک روبات. من بر این نظر نیستم که سبک‌ها و روش‌های رزمی سنتی کاملا بی‌معنی هستند، ولی برای خود من مؤثر بودن بالاتر از هر سبکی است. نباید اجازه داد که روش‌ها و سبک‌ها خود را به ما تحمیل کنند و دست و پای ما را ببندند. یک رزمی‌کار با کاربرد یک تکنیک نمی‌خواهد آن تکنیک را نمایش دهد، بلکه می‌خواهد خود را در رزم بیان کند».
یکی از شاگردان ممتاز بروس لی بعدها گفته بود که بروس لی در آموزش‌های خود می‌آموخت که رزمی‌کار باید فضا را مانند حربه‌ای در نظر گیرد و تلاش کند میان مکان و زمان (یعنی سرعت) پیوندی هارمونیک برقرار سازد. به گفته‌ی او حرکات بروس لی در تمرین‌ها و آموزش‌ها به یک پلنگ می‌مانست، یعنی سرعت و قدرت را با نرمی و انعطاف فوق‌العاده درهم می‌آمیخت. برای نمونه هنگامی که بروس لی در فاصله‌ سه متری حریف ایستاده بود، ناگهان جهش‌وار و با سرعتی باورنکردنی این فاصله را درمی‌نوردید و به حریف خود ضربه‌ای وارد می‌کرد و در آنی به موقعیت آغازین خود بازمی‌گشت. او همواره توصیه می‌کرد که باید فضای کافی در اختیار داشت و از تنگنا گریخت، زیرا تنگنا ابتکار و قدرت مانوور رزمی کار را محدود می‌کند. بروس لی همچنین می‌آموخت که باید از دست‌ها و پاها مستقل از هم استفاده کرد و مهم‌تر اینکه به هنگام یک ضربه فقط عضلات مربوط به آن بخش از بدن نیستند که مورد استفاده قرار می‌گیرند، بلکه عضلات دیگر نقاط بدن نیز باید به یاری عضو فعال بیایند.
اهمیتی که بروس لی برای برقراری پیوند درست و هارمونیک میان فضا و سرعت قائل بود، باعث شد که در جیت کان دو طرح‌هایی برای مبارزه با سه فاصله‌ متفاوت ارائه ‌دهد: فاصله‌ی کوتاه، فاصله‌ متوسط و فاصله‌ زیاد. او بدین منظور تکنیک‌های گوناگون از ورزش‌های رزمی را در هم می‌آمیزد تا هر کدام را که برای این فواصل سه گانه مؤثرترند به خدمت گیرد. در جیت کان دو تکنیک‌های همه‌ ورزش‌های رزمی جاری هستند، از کاراته گرفته تا کونگ فو، از جودو گرفته تا جوجیتسو و حتی مشت‌زنی. بروس لی نه تنها کتابخانه‌ بزرگی از کتاب‌های همه‌ ورزش‌های رزمی مختلف را برای خود فراهم کرده و آنها را منظم مطالعه می‌کرد، بلکه فیلم‌های مسابقات محمد علی (کلی)، اسطوره‌ سنگین وزن مشت‌زنی جهان را تهیه کرده و مرتب تماشا می‌کرد. کسانی که فیلم‌های بروس لی را دیده‌اند به یاد دارند که حرکات و رقص پای او در جریان مبارزه بی‌شباهت به رقص پای محمد علی نبود. بروس لی سال ۱۹۶۷ رسما اعلام کرد جیت کان دو ترکیبی کمال‌یافته از کونگ فوی چینی، کاراته‌ ژاپنی و بوکس آمریکایی است.
بروس لی بر این باور بود که هر رزمی‌کاری باید توانایی‌های خود را خوب ارزیابی کند و بسنجد و نخست خویشتن را بیابد. سپس تکنیک‌ها و روش‌های سازگار با خویشتن را در خود بپرورد و تقویت کند. تکرار تمرین‌های کلاسیک فقط باعث می‌شود که شخصیت رزمی‌کار در آنها مستحیل شود و از دست برود. از دیدگاه بروس لی برای چیرگی بر هر حریفی باید دست او را خواند و بدین منظور باید با او یکی شد و این کار جز با واکنش‌های خودانگیخته میسر نیست. نیازی به رعایت حرکات قراردادی وجود ندارد و نباید فکر و انرژی خود را مصروف مدیتیشن یا تمرین نفسگیری صحیح کرد و همه چیز را از نو آزمود، بلکه همه چیز باید بطور خودکار از قوه به فعل درآید.
با این همه باید افزود که در جیت کان دو آمادگی جسمی و روحی پیش‌شرط همه چیز است. خود بروس لی با اراده‌ای آهنین تمرین می‌کرد و بدن خود را در فرم مطلوب نگاه می‌داشت. او از جمله روزانه ۱۰ کیلومتر می‌دوید و در تغذیه‌ خود وسواس عجیبی به خرج می‌داد. هنگامی که کمر بروس لی در یکی از تمرینات بدن‌سازی آسیب دید و مدتی اسیر تختخواب شد، پزشکان او را برای همیشه از ورزش‌های سنگین منع کردند، ولی بروس لی با اراده‌ای آهنین و روحیه‌ای باورنکردنی بر آسیب‌دیدگی و درد طاقت‌فرسای خود چیره شد و تندرستی خود را بازیافت.
بروس لی سخت تمرین می‌کرد و بدن خود را در فرم مطلوب نگاه می‌داشت. او در تغذیه خود وسواس عجیبی داشت.
در پشت حرکات نرم و سبک و ساده‌ بروس لی نیرویی سهمگین نهفته بود. این را همه‌ کسانی که با او تمرین می‌کردند به تجربه دریافته بودند. جیمز کابرن، هنرپیشه‌ نامدار هالیوود که یکی از شاگردان او بود، در مصاحبه‌ای با خنده تعریف می‌کند: »روزی بروس می‌خواست ضربه‌ای با پا را به من نشان دهد. من برای جلوگیری از آسیب‌دیدگی کلاه و جلیقه‌ ایمنی داشتم و یک متکای ابری هم بغل گرفته بودم. بروس که در چند متری من ایستاده بود چون تیری از جا جست و با لگد ضربه‌ای به من زد که چند متر به عقب پرتاب و نقش زمین شدم. در یک لحظه فکر ‌کردم که با کامیونی تصادف کرده‌ام!». یک شاگرد دیگر بروس لی ضربات مشت او را به گلوله‌‌ای آهنین و ضربات پای او را به کنده‌ای تشبیه کرده بود که قادر است قفسه‌ سینه‌ هر آدم نیرومندی را به آسانی خرد کند.
بروس لی فرصت نکرد، فلسفه‌ خود از هنر مبارزاتی را به صورتی مدون منتشر کند، ولی از او یادداشت‌ها و طرح‌های زیادی درباره جیت کان دو باقی ماند که بعدها به همت همسر و شاگردانش به صورت کتاب منتشر شد. افزون بر آن بروس لی در آخرین فیلم خود به نام »بازی مرگ» که سناریوی آن را خود نوشته بود، تلاش کرده بود فلسفه‌ خود از هنر مبارزاتی را به نمایش بگذارد. در صحنه‌های محدودی از این فیلم که پیش از مرگ بروس لی فیلمبرداری شده بود، او در هر طبقه‌ای از یک معبد پنج طبقه با یکی از استادان مسلم سبک‌های مختلف ورزش‌های رزمی روبرو می‌شود و با استفاده از توانایی‌ها و تکنیک‌های سبک فاقد سبک خود و نیز ضعف‌هایی که هر یک از سبک‌های مقابل به دلیل محدودیت خود دارند، بر تک تک حریفان خود پیروز می‌شود. مرگ فرصت نداد که بروس لی این فیلم را به پایان برساند و بعد از مرگ او این فیلم ناتمام با هنرپیشه‌ای دیگر تکمیل شد و به نمایش درآمد. با این همه می‌توان فلسفه‌ی رزمی بروس لی را در صحنه‌هایی از این فیلم دید و به ژرفای آن پی برد.
منبع: سایت دویچه وله

نوشته آقای اژدها ۷۵ ساله شد! اولین بار در سایت ایران فیلم - مرجع دانلود و اخبار سینما پدیدار شد.

 

==>> مشاهده آقای اژدها ۷۵ ساله شد! . . .

 

برچسب ها :

بازی جیم کری در «جرایم حقیقی» با چهره جدید

Jim Carrey

به گزارشایران فیلم به نقل از ایندپندنت، جیم کری چرخی به سوی فیلم‌های دراماتیک زده؛ او اخیرا در کراکوف مشغول فیلمبرداری تریلر جدید الکساندروس آوراناس به نام «جرایم حقیقی» بوده است.
این فیلم که با اقتباس از مقاله سال ۲۰۰۸ دیوید گرن که در نیویورکر چاپ شد ساخته می‌شود، از بخشی عجیب از تاریخ جنایی لهستان پرده برمی‌دارد؛ بخشی که در آن ناگهان متوجه می‌شود پرونده سرد قتل یک تاجر، شباهت‌های خارق‌العاده‌ای به اولین رمان یک نویسنده دارد. اولین تصویرهای عکس منتشر شدند و کری را با قیافه‌ای بسیار جدی و نگران با ریشی که آمادگی با رقابت کردن با ریش زیگموند فروید است نشان می‌دهند.
این اولین باری نیست که این کمدین محبوب به طرف سمت تیره سینما رفته است؛ البته نقش‌آفرینی او به عنوان فردی که دیوانه اعداد است در فیلم تریلر روان‌شناختی «شماره ۲۳» محصول سال ۲۰۰۷ خیلی نقدهای خوبی دریافت نکرد (البته فیلم «طلوع ابدی یک ذهن پاک» مسلما فوق‌العاده بود). احتمالا امید بیشتری اینجا وجود داشته باشد؛ جدیدترین فیلم الکساندروس آوراناس با عنوان «خانم خشونت» تا حدود زیادی به عنوان بخشی از جنبش موج جدید یونانی شناخته شده که فیلم «Dogtooth» ساخته یورگوس لانتیموس در مرکز آن جای دارد.
در فیلم «جرایم حقیقی» چند بازیگر لهستانی بزرگ از جمله آگاتا کولسزا، مایا استاسزوسکا و رابرت ویکیویچ هم نقش‌آفرینی می‌کنند.
کری همچنین در فیلم عاشقانه «دسته بد» ساخته آنا لیلی امیرپور هم بازی خواهد کرد؛ کارگردانی که به خاطر ساختن فیلم خون‌آشامی ایرانی خیلی باحال «دختری شب به خانه می‌رود» شناخته می‌شود.

نوشته بازی جیم کری در «جرایم حقیقی» با چهره جدید اولین بار در سایت ایران فیلم - مرجع دانلود و اخبار سینما پدیدار شد.

 

==>> مشاهده بازی جیم کری در «جرایم حقیقی» با چهره جدید . . .

 

برچسب ها :

مذاکره تام کروز برای بازسازی «مومیایی»

Tom Cruise

به گزارش ایران فیلم به نقل از آسوشیتدپرس، تام کروز در حال حاضر در حال مذاکره برای نقش‌آفرینی در بازسازی فیلم «مومیایی» در کمپانی یونیورسال است. شاید این حرکت عجیبی باشد اما بخشی از تلاش این کمپانی برای تقلید از موفقیت بزرگ دنیای سینماتیک مارول است. الکس کورتزمن که فیلمنامه «ماموریت غیرممکن ۳» را نوشته بود و کریس مورگان که یکی از فیلمنامه‌نویسان مجموعه فیلم‌های «سریع و خشمگین» است، رهبری تیمی را بر عهده دارند که وظیفه‌اش تولید کردن مجموعه‌ای از فیلم‌های به هم مرتبط است که حول محور مجموعه محبوب هیولاهای سینمایی یونیورسال می‌چرخد.
پیش از این فیلم‌های جداگانه برای اضافه شدن به فیلم‌های «مومیایی» و «دراکولا» طراحی شدند که از جمله آن‌ها می‌توان به «مرد گرگی»، «فرانکنشتین»، «مرد نامرئی»، «عروس فرانکنشتین» و «ون هلسینگ» اشاره کرد. این فیلم‌ها در نهایت منجر به یک فیلم گروهی سبک «انتقا‌جویان» می‌شود و اگر کروز قراردادش را برای نقش‌آفرینی در فیلم «مومیایی» امضا کند، انتظار می‌رود در فازهای مختلف این مجموعه فیلم‌ها حضور داشته باشد.
همچنین گفته می‌شود یونیورسال دنبال آنجلینا جولی هم هست؛ هالیوود ریپورتر در مقاله‌ای نوشته بود که حمایت کمپانی یونیورسال از جدیدترین تلاش کارگردانی او یعنی «کنار دریا» به این امید بوده که جولی برای نقش‌آفرینی در فیلم «عروس فرانکنشتین» قرارداد امضا کند. البته می‌توان به این نکته اقرار کرد که تماشا کردن اینکه یونیورسال برای بازی در فیلم‌هایش با چنین بازیگران معروفی مذاکره می‌کند خیلی اعتماد به نقشه‌های آن‌ها را افزایش نمی‌دهد و ممکن است نشان‌گر این ترس آن‌ها باشد که نتوانند تماشاچیان کافی را به پای فیلم‌های‌شان بکشند.
کورتزمن قرار است مسئولیت کارگردانی «مومیایی» را بر عهده داشته باشد و کنار مورگان و شان دنیل تهیه‌کننده آن هم خواهد بود. فیلمنامه آن را جان اسپیتس خواهد نوشت که فیلمنامه «پرومتئوس» را نوشته بود و روی فیلم جدید «دکتر استرنج» محصول کمپانی مارول هم کار کرده است. گفته می‌شود تام کروز در این فیلم از تهیه‌کنندگان نخواهد بود اما احتمالی به نحوی روی پروسه توسعه فیلم کنترل خواهد داشت.
به غیر از اینکه داستان فیلم در زمان حال اتفاق می‌افتد چیز زیادی درباره آن مشخص نیست و هنوز هم خبری از این نیست که چطور با نسخه سال ۱۹۹۹ آن با نقش‌آفرینی برندن فریزیر و مسلما نسخه اصلی سال ۱۹۳۲ که توسط بوریس کارلوف جاودانه شد، تفاوت خواهد داشت.
ددلاین هم از کمپانی یونیورسال و هم از نمایندگان کروز شنیده که قرارداد رسمی فعلا در کار نیست که به خودی خود شایعه‌ها را از بین نمی‌برد، اما به این اشاره دارد که هنوز قرار نیست خبر دقیقی به گوش برسد. کروز در حال حاضر مشغول فیلمبرداری «جک ریچر: هرگز برنگرد» است و قرار است فیلمبرداری فیلم «ماموریت غیرممکن ۶» هم از ماه آگوست سال آینده آغاز شود.

نوشته مذاکره تام کروز برای بازسازی «مومیایی» اولین بار در سایت ایران فیلم - مرجع دانلود و اخبار سینما پدیدار شد.

 

==>> مشاهده مذاکره تام کروز برای بازسازی «مومیایی» . . .

 

برچسب ها :





صفحه 5 از 68« بعدی...34567...102030...قبلی »